Wednesday, February 27, 2013

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱


چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱


اعدام های مخفیانه و و دسته جمعی در زندان وکیل آباد مشهد که مرحوم احمد قابل از جمله شاهدان و  افشاگران آن بود و در این مسیر احضار و محاکمه نیز شد، همچنان ادامه دارد و نزدیک به ۳ هزار نفر از زندانیان این زندان در نوبت اعدام قرار دارند. اعدامی ها را در گروه های هفتاد نفره به سالن ملاقات شرعی زندان وکیل آباد می آورند و ساعتی به غروب مانده به طور دسته جمعی و با طناب به دار می آویزند. اعدامی ها تا چند لحظه مانده به موعد اعدام نمی دانند که برای چه به دفتر زندان احضار شده اند و تنها وقتی تلفن های زندان در یک ساعت به غروب مانده به کلی قطع می شود، دیگر زندانیان خبردار می شوند که ساعت اعدام فرارسیده است. زندانیانی که نه وکیلی داشته اند و نه دادگاه عادلانه ای برای آنها برگزار شده است.

اعدام های گروهی و مخفیانه در این زندان پس از وقفه ای، از مهر ماه سال ۹۱ از سر گرفته شده است. یکشنبه ۲۲ بهمن و چهارشنبه ۲۵ بهمن سال ۹۱ آخرین نوبت های اعدام های دسته جمعی و مخفیانه در زندان وکیل آباد مشهد بوده که توسط شاهدان عینی در مشهد تایید شده است. اتهام اکثر اعدام شدگان مربوط به خرید و فروش و حمل مواد مخدر است. در بین اعدام شده های روز ۲۵ بهمن یک زندانی نوجوان که زمان وقوع جرم کمتر از ۱۸ سال داشته، وجود داشته است. یک مورد هم اعدام به جرم قتل در اثر توهم به وجود آمده از طریق ماده مخدر شیشه بوده است.

تعداد اعدام های پنهانی در زندان وکیل آباد از زمستان ۸۸ تا پاییز سال ۹۰ دست کم ۵۵۰ زندانی گزارش می شود. علاوه بر آن تنها در مرداد ماه سال ۸۹ سه نوبت اعدام گروهی به تعدادهای ۷۰، ۶۳ و ۶۷ نفر اجرا شده است و اصلا مشخص نیست که در جریان بازپرسی و محاکمه و اجرای حکم این متهمان به صورت دسته جمعی، چقدر حداقل ضوابط قانونی مراعات می شود. ‏در میان اعدام شدگان تعداد کثیری از زندانیان افغان نیز وجود دارد که اجساد آنها به افغانستان منتقل نشده و در بخشی از گورستان مشهد (بهشت رضا) که تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی است، همراه با اجساد دیگر اعدامی های مخفیانه وکیل آباد، دفن شده اند.


فرشید شجاعی که به اتهام ارتباط با جنبش سبز بازداشت شده بود پس از ماه ها بازداشت و بازجویی با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی پیش از این نیز به اتهام افشای شکنجه علیه عاملین قتل های زنجیره ای دستگیر شده بود. فرشید شجاعی در تاریخ ۷ مرداد بازداشت و پس از تحمل ۵ ماه انفرادی، دو ماه نیز در سلول های چند نفره نگهداری شد. وی در تمام این مدت از حقوق اولیه یک زندانی محروم بود.



مطهره بهرامی حقیقی، زندان سیاسی ۶۰ ساله که به پوکی استخوان و سیاتیک مبتلا است و بیش از ۲ ماه است که امکان حرکت کردن را ندارد و کارهای شخصی خود را نیز به سختی انجام می دهد. با این وجود دادستان با مرخصی درمانی این زندانی مخالفت می کند. وی به همراه همسر، پسر و عروسش پس از حوادث عاشورای سال ۸۸ بازداشت و به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. عروسش ریحانه حاج ابراهیم دباغ نیز به ۱۵ سال زندان محکوم شده است. محسن و احمد دانش پور مقدم همسر و فرزند مطهره بهرامی نیز به اعدام محکوم شده اند.

مریم اکبری منفرد نیز با وجود انجام عمل جراحی صفرا و وضعیت جسمی نامناسب از مرخصی محروم است. وی به دلیل تداخل زمان ملاقات با مدرسه فرزندش از ملاقات وی محروم است اما مسئولین دادستانی از مرخصی وی برای درمان و دیدار خانواده اش مخالفت می کنند. او در تاریخ ۱۰ دی ماه سال ۱۳۸۸ در جریان حوادث عاشورا بازداشت شد. دادگاه او در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در شعبه  ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد و در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ به ۱۵ سال زندان و تبعید در زندان رجایی‌ شهر محکوم شد.


محسن ميردامادی (دبير کل جبهه مشارکت)،  غلامرضا خانيان و ابراهيم بابايی زيدی (از جانبازان دوران جنگ) سه زندانی سياسی پس از وقايع انتخابات خرداد ۸۸ ، ساعتی پيش برای گذراندن مرخصی از زندان آزاد شدند.

محسن ميردامادی نماينده سابق مجلس شورای اسلامی، پس از انتخابات جنجالی رياست جمهوری دهم در ۳۰ خرداد ماه ۸۸ از سوی سپاه پاسداران بازداشت شد و در دادگاه بدوی به شش سال حبس و ده سال ممنوعيت از فعاليت حزبی و مطبوعاتی محکوم شد. ابراهيم (نادر) بابايی زيدی نيز به تحمل ۶ سال و  ۹ ماه حبس محکوم شده و با وجود بيماری ديسک حاد کمر و مشکلات قلبی ايام حبس خود را در بند ۳۵۰ زندان اوين سپری می کند.


 
اصغر محمودیان، زندانی سیاسی ۶۰ ساله و از بازداشت‌ شدگان اعتراضات دی ‌ماه ۸۸ طی هفته جاری از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد. او به دلیل کهولت سن در وضعیت جسمی خطرناکی بسر می‌برد و اکنون در زندان سمنان با زندانیان عادی و خطرناک همبند شده است. وی که به همراه همسرش "کفایت ملک محمدی" بازداشت شده بود از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به تحمل ۶ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان شهر سمنان محکوم شد. همسر وی نیز که بیش از ۶۰ سال سن دارد، حدود ۳ سال است که بدون مرخصی در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود و پیش‌تر در‌‌ همان شعبه دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

محمدرضا (میثم) حسینی جوان ۲۲ ساله، دیگر زندانی تبعیدی از بند ۳۵۰ که اول اسفند ماه سال جاری به زندان بندر عباس در میان زندانیان عادی و خطرناک منتقل شد، تنها ۶ ماه از محکومیتش باقی مانده است. وی که در هنگام بازداشت دوران خدمت سربازی اجباری خود را سپری می‌کرد در دادگاه انقلاب به تحمل ۲ سال زندان که ۶ ماه آن تبعید در زندان بندرعباس می ‌باشد محکوم گردید.

گفتنی است، ارژنگ داودی نیز اوایل تیر ماه سال جاری از بند ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به انفرادی های بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و پس از ۱۲۷ روز انفرادی در این بند به زندان بندر عباس تبعید شده است. وی از تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال جاری در انفرادی بسر می‌ برد.


حسن بهزادیان ‌نژاد، برادر‌زاده قربان بهزادیان ‌نژاد رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی به جریمه بدل از حبس و شلاق محکوم شد. وی به جرم اقدام علیه امنیت داخلی کشور به ۱۰ میلیون ریال جریمه بدل از حبس و به جرم تبلیغ علیه نظام به ۱۰ میلیون ریال جریمه بدل از حبس و به جرم اهانت به بنیانگذار انقلاب و رهبری به ۱۰ میلیون ریال جریمه بدل از حبس و به جرم تشویش اذهان عمومی به ۱۰ ضربه شلاق محکوم شده است. حسن بهزادیان‌ نژاد یک بار در ۲۷ خرداد سال ۸۸ بازداشت شد و مدت دو هفته را در بند ۲ الف سپاه گذراند. وی مجدداً در ۲۵ بهمن سال ۸۹ در مشهد بازداشت شد و مدت ۱۷ روز را در بازداشت سپری کرد.

علی بهزادیان‌ نژاد دیگر برادرزاده قربان بهزادیان ‌نژاد نیز به ۶ سال زندان محکوم شده بود که این حکم در مراحل بعد کاهش پیداکرد و وی پس از ۲ سال زندان آزاد شد.


زاهد رستم ‌پور ۲۸ ساله فرزند حسین، اهل شهر سیمینه از سوی دادگاه انقلاب رژیم ایران در مهاباد، به اتهام همکاری با یکی از احزاب سیاسی مخالف رژیم ایران، به ۱ سال زندان تعزیری و ۴ سال زندان تعلیقی محکوم شد. وی پیشتر نیز از سوی مراکز امنیتی شهر بوکان بازداشت و به مدت ۲۵ روز در اداره‌ ی اطلاعات این شهر بازداشت شده بود.


روز گذشته یک زندانی سیاسی کُرد پس از تحمل یک ماه شکنجه و بدرفتاری مأموران زندان اوین تهران (بند ۲۰۹)، به زندان رجایی‌ شهر کرج (سالن ۱۲) بازگردانده شد. رضا شریفی ‌بوکانی روز هشتم بهمن‌ ماه به دستور  "عباس جعفری دولت‌ آبادی"، دادستان تهران به زندان اوین منتقل شده بود و در این مدت علاوه بر ۱۴ روز اعتصاب غذا، از سوی مأموران زندان نیز مورد اذیت و آزار و شکنجه قرار گرفته است. وی بارها توسط بازجویان مورد بدرفتاری و تهدید جانی قرار گرفته و پرونده‌ ی جدیدی برای وی تشکیل می ‌شود. وی در پرونده‌ی جدیدی به ارتباط با رسانه های خارجی و تشویش اذهان عمومی متهم گردیده است. او به دلیل مصاحبه با رسانه‌ های خبری و علی ‌الخصوص، گفتگو با احمد شهید در برنامه‌ ی صدای آمریکا مدتی ‌است از سوی نهادهای امنیتی و قضایی حکومت تحت فشار قرار گرفته است.

رضا شریفی بوکانی در اواسط اردیبهشت ‌ماه ۸۹ توسط نیروهای امنیتی ایران بازداشت شد و از سوی شعبه ‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به سه سال و نیم زندان تعزیری محکوم شده بود.


محمد رضا پورشجری زندانی سیاسی محبوس در زندان ندامتگاه کرج در پی عدم درمان بموقع نیاز به عمل جراحی دارد اما کماکان پرونده عدم تحمل کیفر این زندانی از سوی دادستان پذیرفته نشده است.

میترا پورشجری فرزند این زندانی اعلام داشت: «روز گذشته پدرم را برای انجام آزمایشات پزشکی به بهداری زندان منتقل کردند و با تزریق آمپولی برای بازگردن رگ های قلب وی اعلام داشتند در صورتی که پدرم به بیمارستان مجهز جهت انجام عمل جراحی منتقل نشود، امیدی برای بازیافتن سلامتی وی وجود ندارد و هر لحظه خطر سکته قلبی برای وی وجود دارد... ماه گذشته دکتر های ندامتگاه (امجدی، نژاد بهرام) نامه عدم تحمل کیفری پدرم را امضاء کرده بودند. و خواستار آزادی ایشان از زندان شدند. که البته در نهایت با مخالفت “قاضی ناظر زندان” و “دادستان” مواجه شد... دو رگ  اصلی منتهی به قلب ایشان کاملاً مسدود شده است و وضعیت سایر رگ ها بر اساس آخرین آزمایشات خوب نیست... پدرم برای آخرین بار با من صحبت کرد و تلاش های صورت گرفته برای دریافت عدم تحمل کیفر را با توجه به بروکراسی ها و کارشکنی های موجود بی نتیجه دانست

این وبلاگ نویس با تبرئه از اتهام سب النبی به اتهام توهین به مقدسات بنابر ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس محکوم شده است. این در شرایطی است که پورشجره پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به سه سال زندان محکوم شده بود.

محمدرضا پورشجره (سیامک مهر) در تاریخ ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزلش در کرج بازداشت شد. او بعد از بازداشت به سلول‌ های انفرادی زندان رجایی ‌شهر منتقل و مدت هفت ماه در سلول انفرادی مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب ‌های جسمی برای وی شده بود.